عبد الرحمن جامي
مقدمة 55
الدرة الفاخرة في تحقيق مذهب الصوفية والمتكلمين والحكماء المتقدمين
بر تمام موجودات ذهني وخارجي است وتعينى نداشته باشد كه مانع ظهور آن با تعين ديگر باشد دلالت دارد . بنابراين مانعى نيست كه تعينى كه مجامع با همه تعينات باشد براي أو اثبات گردد وآن تعين عين ذات بوده وزائد بر ذات ذهنا وخارجا نباشد . وبا اين فرض اشتراك أو را ميان كثيرين ممتنع مىداند ولى تحول آن وظهورش در صور نامتناهى علما وعينا بحسب نسبتهاى مختلف واعتبارات متغاير مانعى نمىبيند . نمونه اين را در نفس ناطقه انساني به اعتبار ظهورش در حواس وقواى مختلف در عين عدم تعدد وتكثّر آن مىتوان با دقت عقلي دريافت . وهمچنين از أنبياء وأولياء نمونههايى نقل شده است چنانكه در مورد إدريس گفتهاند همان الياس است بدون خلع ولبس . وهمچنين از قضيب البان الموصلي نقل است كه در آن واحد در مجالس متعدد ديده شده است . واين همانند صورت يك فرد جزئي است كه در آينههاى متعدد وفراوانى كه مختلف در رنك واندازه باشند ديده شود كه همهء تكثّرى كه در صورتها به نسبت ألوان واندازههاى آنها ديده مىشود در وحدت آن جزئي خللى وارد نمىآورد وظهورش در يكى از آن آينهها مانع از ظهور وى در آينههاى ديگر نمىگردد . ودر اينجا سخن را در اثبات واجب واينكه حقيقت مطلق وجود همان وجود واجب تعالى است پايان مىرساند ودر باب وحدت بارى تعالى وچگونگى صفات إلهي وعينيت يا زائد بودن آن بر ذات أو سخن مىگويد . وخلاصه كلام وى در باب توحيد اينست كه متكلمان وحكما حقتعالى را موجود وجود خاص يا خود وجود خاص مىدانند وبهمين جهت نياز به اثبات توحيد بارى تعالى دارند ولى صوفيه كه قائل به وحدت وجود هستند وحقيقت واجب تعالى را وجود مطلق مىدانند احتياجى به اقامه دليل بر توحيد واجب ونفى شريك از وى ندارند . زيرا تعدد واثينيت بدون قيد واضافه امكان ندارد وهر قيد واضافهاى أو را از اطلاق مىاندازد وتنها مقابل وجود مطلق عدم است كه نيستى است . ونيز وحدت بارى تعالى زائد بر ذات وى نيست بلكه وحدت عبارت است از لحاظ ذات واجب من حيث هو هو وبه اين اعتبار وحدت نعتى براي ذات نيست بلكه عين ذات است وآن را محققان صوفيه احديّت ذاتيّة گويند . واگر حقيقت واجب